پوشاک2

 

 

تغییر عملکرد سنتی تولیدکنندگان پوشاک ایرانی

 

چگونه نگاه و عملکرد سنتی تولید کنندگان پوشاک را در ایران تغییر دهیم؟

تغییر نگرش و عملکرد تولید کنندگان پوشاک در ایران بسیار دشوار می باشد. پاسخ و ارائه پیشنهادات برای این پرسش بسیار است . ولی  اصلی ترین راهکار برای تغییر عملکرد در این بازار به شدت رقابتی را در این  مقاله مطرح خواهم کرد.

اگر به تاریخچه تولید پوشاک در کشور بخواهیم نگاهی داشته باشیم بهتر می توانیم علت را بیابیم . البته نه از تاریخ باستانی کشور بلکه از دهه ۶۰ تا به حال که اتفاقات و جریانات بسیار بائث به وجود آمدن این نوع عملکرد سنتی شده است.

قبل از انقلاب تولید پوشاک در کشور بیشتر یعنی حدود ۹۰ ٪ در دست یهودیان ایرانی بود و بعد از انقلاب اکثر این سرمایه داران یهودی ایران را ترک کردند. و ما مسلمانان به طور کامل تولید پوشاک را در کشور در دست گرفتیم . ولی چند مشکل وجود داشت اول این که کسانی که سکان تولید را در دست گرفتند خود در کنار مدیران  یهودی  فعالیت کرده بودند و نحوه مدیریت آنها را مورد پسند این سیستم می دانستند، و همان روش ها را در پیش گرفتند ولی چون نگاه و قدرت مدیریتشان در حد مدیریان و سرمایه داران یهودی نبود. نتوانستند محیط را اداره نمایند. البته به طور کل روش یهودیان برای اداره این بازار به طور حتم مورد قبول نبوده و نیست، چرا که تغییر در این افراد بسیار دیر صورت می پذیرد و در رقابت و تولید، عملکرد غیر اخلاقی را در پیش می گرفتند که همچنان ادامه دارد.

دومین علت تغییر پوشش و محدودیت های تولید، در زمانی خود را نمایان کرد که هیچ مدیریت و مطالعه در زمینه تغییر پوشش و خلق مدلها و سبک های مورد نیاز جامعه وجود نداشت . به همین علت افرادی هم که با نگاه غربی و اسلامی وارد بازار شدند به دلیل محدودیت های اجتمائی و سیاسی نتوانستد رشد کرده و سر و سامانی به این بازار پر سود بدهند. گرچه تعداد آنها محدود بود ولی قادر بودند از پایه خشت این صنعت را به درستی بگذارند.

پوشاک3

سومین علت محدودیت های سیستم نظارتی کشور بر تولید کنندگان موفق و خلاق این صنف بود. در اواخر دهه ۶۰ کمتر از انگشتان دست تولید کنندگانی قدرت مدیریت بازار را در دست داشتند که می توان آنها را نسل سوخته این صنف دانست. چرا که از خلاقیت و ابتکار بسیاری بر خوردار بودند ولی به علت محدودیت های آن زمان که به علت فقدان مدیریت دولت و سازمان های مربوط، نتوانستند آن طور که باید بازار را مدیریت نمایند چرا که به آنها اجازه تمرکز بر بازار داده نمی شد. و همیشه درگیر مسائل و مشکلاتی بودند که از سمت دولت و رقیبان کوچک که جز کپی برداری کار دیگری در این صنعت نیاموخته بودند باشند.

عوامل دیگری هم  بوده  و هست که بائث این عقب ماندگی شده است. مانند ورود افراد غیر حرفه ای به این صنعت کاملا حرفه ای و دیگر علت ها که دراین مطلب به آنها نمی پردازیم .

یک مشکل بزرگ همیشه ایرانیان را از بازارهای بزرگ جهانی و تولید برند های معتبر در سطح کشور و در سطح جهان عقب نگه داشته است. این مشکل از اخلاق و نگاه غلت ما ایرانیان به کسب و کار بوجود آمده است. چرا همگی در تلاشیم که خود کار فرما باشیم ؟ چرا حاضریم برای این که کسب و کارمان برای خودمان باشد دست به هر کاری بزنیم ؟ چرا بدون مطالعه یک کسب و کار کوچک یا متوسط  را تاسیس می کنیم  ولی به علت نبود مطالعات و تحقیق در مورد آن کسب و کار برشکسته شده و مشکل را از چشم دیگران می بینیم؟ چرا نمی توانیم در یک مجموعه فعالیت کرده و پیشرفت نماییم؟

  ۲۰ ٪ به علت کارفرمایانی است که اجازه رشد را به ما در سازمان نمی دهند و از نبوغ و ابتکار عمل ما در کسب و کارشان می ترسند. ولی ۸۰ ٪ مشکل از خودمان است که برای پیشرفت سعی در ایجاد کسب و کاری برای خودمان می نماییم . البته اگر قابلیت و خلاقیت مورد نیاز کسب و کار را داشته باشیم بد نخواهد شد که ما خود کارفرما باشیم . ولی عزیزان هر کسی برای مدیریت ساخته نشده، و هر کسی نمی تواند مدیر و کارفرمایی لایق باشد.

امروزه در صنعت پوشاک هر برشکار و یا هر خیاطی که کمی تجربه بدست می آورد و مقداری پسندازهم دارد. خود شروع به تولید می نماید و سعی می کند با اجاره و ایجاد تولیدی کوچک با نفراتی محدود وارد بازار به شدت رقابتی و بی رحم پوشاک شود.

این کار یک خودکشیست چرا که آن شخص فقط یک برش کار یا فقط یک خیاط است. و نسبت به ارتباطات محدودی که با چند تولید کننده متوسط یا بزرگ داشته، نمی تواند طرحی نوین را ارائه کند.  و فقط می تواند به صورت قرار دادی طرح دیگران را تولید نماید یا به قول پوشاکی ها موزدی دوزی کند. پس رشد برای این تولیدی های کوچک یک به صد است.

حال اگر خلاقیتی در طراحی هم داشته باشد و خود دست به تولید بزند و حتی بتواند مدل ها و سبک های نوینی را ارائه نماید. آیا می تواند در فروش و بازاریابی موفق شود. آیا می تواند در بازار رقابتی امروز از مدل و طرح خود حفاظت نماید تا به دست دیگران تولید نگردد. خیر نمی تواند مدیریت کند، چرا که آن فقط برای طراحی یا در خط تولید بودن  تجربه دارد. نه مدیریت برند و مدیریت فروش و بازاریابی .

به نظر من تولید کنندگان پوشاک  چه آنهای که کوچک یا متوسط هستند و چه آنهای که بزرگ بوده و قسمتی از بازار را در دست گرفته اند. می بایست نسبت به شاخه تولیدی خود و نسبت به اهدافشان و با تمرکز به هدف گیریشان که چه قسمت از بازار را در دست دارند و چه قسمتی را به دست خواهند آورد. که با بررسی موقعیت مکانی و اجتمائی آن بازار مشخص می شود.

دست به ادغام با یکدیگر بزنند ، یعنی چند تولیدی که موارد ذکر شده فوق را با هم یکپارچه ساختند و توانستند ذهن و افکار خود را تغییر دهند . می توانند یک برند بزرگ  و قدرتمند شوند فقط با توجه به موارد زیر

در گام اول می بایست  شرکتی را ثبت کنند و تمامی کارفرمایانی که در تولیدی خود مدیر و صاحب کار بودند در هیئت مدیره آن شرکت قرار گیرند. و با قرعه کشی یکی از آنان به صورت دوره ای ریئس هیئت مدیره شرکت گردد. البته سهام هر شخص نسبت به مبلغ ورودی آن تایین می شود ولی هر که با هر توان مالی که وارد شود نباید در مقام و سمت های او تعصیر گذارد. بلکه باید با توجه به علم و عملکرد آن تولید کننده در گذشته مقام و کاربرد آن در سیستم تعریف شود.

هیئت مدیران باید سه مدیر لایق را برای قسمت های  طراحی و تولید، فروش و بازاریابی، مدیر عامل و یا مدیر داخلی شرکت،انتخاب نمایند. قابل ذکر است که مدیر عامل می بایست در کنترل نیرو و بخشهای دیگر تا جذب منابع انسانی مورد نیاز به کمک دو بخس اصلی تولید و فروش بپردازد . به طور حتم نباید حتما عضو هیئت مدیره باشد. می توان از افراد خلاق  با پشتکار بالا که تجربه مدیریت مجموعه ها و برند را داشته استفاده کرد.

شاید جذب نیروی مطلوب در روز های اول سخت باشد، چرا که کمتر مدیرانی را می توان یافت که با تفکری نوین و با توجه به آشنایی نسبی به فناوری های  صنعت پوشاک  به امر مدیریت در سه قسمت اصلی شرکت بپردازند. به طور کل باید مجموعه مطالعه عمیقی را در دو مرحله کوتاه مدت و بلند مدت شروع نماید تا به اهداف و نیروی کارآمد مورد نیاز دست یابد. پس  دانش سازمانی هم در اینجا نیاز بوده و باید با استاندارد های جهانی لحاظ گردد. تا مجموعه روند رشدی مطلوب را در پیش گیرد.

اگر نگاه سنتی و انفرادی تولیدکنندگان به موضوع تولید و توسعه برند تغییر نکند. هیچگاه در کشور ایران، برندی در صنعت پوشاک جهانی نخواهد شد. و تولید کنندگان هیچگاه از این بازار غیر اخلاقی و به شدت رقابتی که جز دردسر هیچ منفعتی نداشته سودی بدست نخواهند آورد.

البته شاید در زمان کوتاهی شما بتوانید از روش سنتی خود بهره مالی مطلوبی ببرید ولی به طور حتم آن زمان و آن مکان پایدار نخواهد بود. و مانند حبابی از بین خواهد رفت.

بی شک برندهای موفق جدید و یا قدیمی هم در کشور وجود دارد که عملکرد نوینی دارند و از علوم روز دنیا در  تولید و فروش بهره می گیرند. ولی اکثر تولید کنندگان پوشاک غیر حرفه ای عمل کرده و قادر به تعامل با یک دیگر  نیستند. اولین راه برای حرکت به سوی برندسازی و توسعه کسب وکار در این صنعت، تعامل و ترکیب چند تولیدی پوشاک با هم است که با رعایت و استفاده از روش های مدیریتی در تمامی سطوح سازمانی امکان پذیر خواهد شد.

پوشاک-1